
پس از استقرار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران كه با انگيزه الهي ،رهبري امام راحل(ره) و حمايت قاطع آحاد ملت و در مقابل طاغوت زمان محقق گرديد،دلهاي محرومان و مستضعفان در اين بلاد و تمامي بلاد اسلامي و غير اسلامي منور به انوار هدايت اين انقلاب گرديد و بارقه هاي اميد در نهضت هاي مقا ومت و جنبشهاي آزاديخواه در سراسر دنيا پيام پيروزي را برايشان به ارمغان آورده و امروز پس از 30 سال از عمر اين انقلاب علوي، دشمنان يكي پس از ديگري مضمحل و به زباله دان تاريخ سپرده مي شوند، كمونيسم و ابر قدرت شوروي كجاست؟ليبراليسم در كجاي راه است؟ارمغان اقتصاد ليبراليسم ،فرهنگ و حقوق بشرش در افكار عمومي چه جايگاهي دارد؟ آيا رو به قهقرا و اضمحلال است يا تكثر؟افكار عمومي دنياي غرب چه جايگاهي براي آن متصورند؟و...
آري! آنچه امروز چون خورشيد بر تارك آسمان دنيا تلألو و نور افشاني ميكند ، اسلام ناب محمدي(ص)است كه زير بناي حاكميت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بوده و طلوع اين خورشيد حيات بخش از مشرق زمين و ملك امام عصر (عج)- ايران بزرگ اسلامي – آغاز شده است.
انقلاب اسلامي و نظام اسلامي منتجه آن ،با سرمايه گذاري بر نيروي انساني متعهد و گردش نخبگان در سطوح مختلف مديريتي ، توانسته گامهاي ارزنده و بزرگي را براي تعالي ملت و مملكت بردارد كه البته در اين رهگذر دستخوش برخي انحرافات و عدول از مباني و توسط عده اي نا اهل و نامحرم انقلاب نيز بوده كه هزينه هاي بسياري را نيز تحميل كرده اند.كساني كه در ظاهر ملبس به وجاهت انقلابي و اسلامي بوده و ليكن در عمل بدنبال پايين آوردن تابلوهاي غيرت و اقتدار انقلاب و امام (ره) بودند، كساني كه مردم را به زندگي زاهدانه دعوت و خود خوي اشرافيگري و طبقه گرايي را حاكم كرده بودند بطوريكه اركان مديريتي و بويژه اجرايي در دست جماعت هزار فاميل بود!
برخي از اين جماعت چنان هنجره براي جمهوريت نظام ميدرند كه گويا ايشان صاحبان انقلاب هستند و ملت و نخبگان سهمي در تحقق اين انقلاب و نظام نداشته اند! و چنان خود را حق بجناب ميدانند كه گويي ايشان فقط دلسوز ملت و نظامند و ديگران چنين حق و پنداري ندارند حال آنكه حقيقت غير از اين است.
از زماني كه بخاطر طردشان توسط ملت از مسئوليتهاي خود كنار گذاشته و ملت خادمان فرش نشين را بر كاخ نشينان ترجيح دادند ، نداي واسفا و واسلامشان به وا جمهوريتا يشان در هم تنيده و به گونه اي سخن مي گويند كه گويا در زمان ايشان مدينه فاضله حضرت رسول (ص) حاكم و الان هيچ چيزي از آن مدين فاضله نمانده حال آنكه اين سخنان از آبشخور ديگري نشأت ميگيرد و آن اينكه " از تخت سلطنت به زير آمدن است".
اگر دولت عدالتخواه به حفظ وضعيت به ارث گذاشته شده ايشان و با اعطاي سهم الأرث مديريتي مبادرت ميكرد كه امروز چنين جنگ احزاب راه انداخته نمي شد.
اظهار نگراني و تزريق آن به افكار عمومي،سياه نمايي اوضاع كشور و مديريت آن ،بحراني جلوه دادن وضعيت كشور،اعلام تاريخ حمله دشمن به ملت و كشور مقتدر اسلامي ،اعطاي اطلاعات راهبردي نظام در مقابله با توطئه هاي دشمن توسط دوستان اين جماعت و به استكبار، ارسال سيگنالها و چراغ سبز براي تخريب دولت عدالتخواه به توسط عوامل داخلي و خارجي مرعوب،فعاليتهاي تروريستي اقتصادي عليه دولت و به منظور سياه نمايي عملكرد دولت مردمي و... تنها اندكي از بسياري است كه اين جماعت براي از دست دادن سلطنتشان بكار گرفته و ميگيرند تا بلكه با تخريب خادمان ملت ، مفري براي بازگشت به سفره چرب و شيرين قبلي خود داشته باشند غافل از آنكه ملت به رهبر و دولت خدمتگزار خود اعتماد داشته و چهره آفتاب با وجود چند لكه ابر سياه و پينجه ايشان خدشه نمي پذيرد و خادمان ملت هيچگاه به بهانه سلطنت بر ملت چونان شاه سطان حسين ها و ناصرالدين شاه ها به ملت و نظام علوي خيانت نخواهند كرد ودر اين رهگذر خادمان ملت براي كسب اعتماد ملت و براي تداوم خدمتگزاري دست دوستي و از سر مرعوبيت و نگون بختي بسمت دشمنان قسم خورده دراز نكرده و ريالي براي بدست آوردن مسئوليت از دشمن كمك نمي گيرد بلكه معتقدند شيفتگان خدمتند نه تشنگان قدرت و ثروت و لذا خدمتگزاري ابزار مشروع خود را مي طلبد نه هم پيالگي با دشمنان نظام را.
نگراني كه اين روزها در شيپور جنگ احزاب ورشكستگان سياسي وعليه دولت عدالتخواه مورد حمايت قاطع رهبري معظم انقلاب ،نواخته مي شود صرفا نوعي جنگ رواني براي اغفال افكار عمومي و به منظور بازگشت به اريكه سلطنت است نه خدمت و الا چگونه ممكن است مدعي خدمت به ملت و نظام بود ولي زماني كه مردم با اعتماد خود به ايشان ، مسوليت ها را تفويض كردند اما با بي شرمي ملت را لشگر قابلمه بدست و كساني معرفي كردند كه براي مرگ موش در صف مي ايستند؟!!!
و امروز نيز خدمات صادقانه دولت مردمي و خدمتگذار را " گدا پروري " لقب مي دهند.در قاموس اين جماعت نوكيسه ، مديريت يعني از عرش بر فرش نگرسيتن، در اين قاموس مردم رعيت و حاكمان اربابند و رعيت بايد دست بوس اربابان خود و ممنون ايشان باشند!! و البته اين اربابان گهگاهي سر ريز سفره اغنياء را نيز بذل و بخشش خواهند كرد!!
اما اي عزيز! خادمان ملت كساني هستند كه پست و مقام براي ايشان نه طعمه كه امانتي خطير است كه اگر در آن كمترين خيانتي نمايند مطمئنند ريسمان رسوايي شان در دنيا و قيامت بر گردن خواهد بود و لذا ايشان ادبيات و گفتمانشان ونيز عملشان چيزي جزء نوكري ملت و دست بوسي ملت نيست و نخواهد بود و رئيس جمهور چنين جماعت خادمي نه كه دست جلو برده تا ملت ببوسند كه او دستان زحمتكشان و آحاد ملت را براي صيانت ايشان از اسلام و انقلاب مي بوسد....ايشان مديريت را نه در كت و شلوارهاي اتوكشيده و قيافه هاي روتوش خورده در جلوي دوربينها كه در قيافه هاي ساده يك معلم، يك راننده ،....و يك احمدي نژاد پر تلاش و بسيجي مي بينند كه براي رضاي خدا از آبروي و جان خود مايه ميگذارند و با حقوق كارمندي سير زندگي ميكنند و از شركتهاي اقماري نفتي، هواپيمايي، جهانگردي....ساخت و ساز و زمين خواري هيچ سهمي نداشته و بلكه خار چشم رانت خواران و زياده خواهان هستند.
آري اينست وجهه قالب تمامي خادمان ملت و سخت نيست پيدا كردن خادمان از زر اندوزان ومرفهين بي درد.خدمت به اسلام ، انقلاب و ملت ، دلي آكنده از مهر و محبت به ملت ، ايماني محكم و مرصوص چون كوه به قدرت لايزال الهي و عنايت ائمه هدي(ع) و امام عصر (عج) در پيش برد امور ، وجودي خستگي ناپذير و تشنه خدمت و نه شيفته قدرت و ثروت مي خواهد كه بحمدلله در دولت نهم و علي رغم نقايصي كه دارد به وضوح چنين ويژگيهاي موج ميزند.
آنانكه با گفتمان جمهوريت منهاي اسلام و ولايت فقيه ،دنبال كسب قدرت هستند ،چيزي جز سلطنت را دنبال نخواهند كرد و آنانكه در پي سلطنت خود و هزار فاميلند از هر ابزاري سود مي جويند و براي ايشان فرقي ندارد اين ابزار مقدس است و مشروع يا نامقدس....روزي از لباس روحانيت و سيادت و استاد دانشگاهي ،روزي در قامت روشنفكري ، روزي با شال سبز و اسماء مقدسه ،روزي با تشكيل جلسات و ميتنگهاي دختركان بزك كرده و پسركان هرز و چشم چران....و امروز نيز در قامت يك "زورو" ميخواهند عرض اندام كنند و البته ملت و افكار عمومي فريب اين ترفندهاي نخ نما را نخواهد خورد، ملت سيادت و روشنفكري را ،استادي دانشگاه و وزير و وكيل بودن را براي نوكري ملت مي خواهند نه مرعوبيت و تسليمي در برابر آمريكا و هم پيمانانش.آنانكه كه علاج مشكلات مملكت را در نسخه آمريكايي و اسرائيلي آن و در خارج از مرزها دنبال مي كنند، معلومست كه ملت را نشناخته و اصولا باوري به توانمدي ايشان ندارند . و البته ملت بزرگ ايران به وقتش پاسخ مرعوبين سلطنت طلب را خواهند داد.
حضور حداكثري ملت عدالتخواه در پاي صندوقهاي رأي و با اعتماد به تدوام خدمتگزاري دولت نهم و با حضور نيروهاي تازه نفس و اصلاح كابينه امري است محتوم كه از ديدگان اميدوار ملت و بويژه جوانان به افقهاي روشن با حضور خادمان ملت دردولت عدالتخواه ، قابل فهم و درك است.
طلوع آفتاب اميد بر دلهاي اميدوار به ايراني اسلامي ،آباد و مقتدر حقيقتي است انكار ناپذير كه در سايه سار عنايت مهدي آل طاها(عج) و تلاش و همت انصار پاك باخته و ايثارگرش بدور از انتظار نيست.اليس بالصبح قريب؟
با ايمان به خدا و اراده پروردگار بنده نواز و مقتدر، مطمئنيم جبهه اصولگرا وعدالتخواه علي رغم نقصان در كاركرد خود كه مورد انتقاد مردم و دلسوزان است اما مشمول لطف خدا خواهد بود و فرصتي ديگر براي امتحان در عرصه خدمتگزاري و اصلاح امور كسب مي كند كه اميدست بازهم منشاء خير و خدمت ماندگار باشند.
و چه زيبا فرمود روح خدا- خميني عزيز(ره)- " انتظار فرج از نيمه خرداد كشم" و ما نيز اميدوار به اين مهم.
نویسنده: رضا فاطمی