
مقام معظم رهبري در مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري دورهي دهم با برشمردن پيامها و تجربههاي انتخابات رياست جمهوري، به «امتحان عظيم» انتخابات دهم اشاره فرمودند و با تأثر، از مردود شدن برخي خواص در اين امتحان خبر دادند! با توجه به جايگاه رفيع ولايت فقيه و نيز شخصيت فرزانه، تيزبين و مدبر رهبر معظم انقلاب لازم است در فرمايشات معظم له تأمل بيشتري كرد و ضمن شناسايي نخبگان سياسي و جريانهاي مردود شده، مسير صحيح حرکت جهت نيل به اهداف انقلاب اسلامی را از انحرافات و كجرويها تشخيص داد.
شايد اشاره ظريف ايشان به «مسجد ضرار» نيز از همين روي باشد كه مردم و نخبگان، هوشيارانه مسير حقيقي اسلام و انقلاب را از چهرههايي كه در هر رنگ و لباسي و با ادعاي طرفداري انقلاب و مردم بر عليه آنان فعاليت و اقدام ميكنند، تميز دهند تا مانع از تفرقه و پراكندگي ملت مسلمان شوند. خصوصا اينكه عدهاي در جريان تبليغات انتخابات اخير و وقايع بعد از انتخابات، با سوءاستفاده از نمادهاي ديني و انتساب خود به حضرت روح الله(قدس سره) و با بكار بردن شعارهاي «الله اكبر» و «يا حسين» سعي در مقدسنمايي داشتند و متأسفانه در همين پوشش به آتش زدن مسجدها و اماكن عمومي، چادر
از سر كشيدنها و تجاوز به مال و ناموس افراد پرداختند در حاليكه نظريهپردازان و كارگردانان پشت صحنهي اين وقايع ناگوار در محافل پشت پرده (يا همان مسجد ضرار) مشغول طرحريزي، سازماندهي و پشتيباني عناصر حاضر در صحنه بودند.
بديهي است کساني که رأي اكثريت قاطع مردم به مبارزه با فقر و فساد و تبعیض و اشرافیگری را برنتافتند و پس از انتخابات با لجاجت به ساز و کارهاي قانوني تمکين نکرده و با صدور بيانيههاي پياپي مردم را به ايستادگي در برابر قانون تشويق کردند و با ملتهب كردن فضاي عمومي جامعه و تشويش اذهان مردم، حوادث ناخوشايند بعد از انتخابات را رقم زدند در امتحان بزرگ انتخابات مردود شدند.
بدين ترتيب بايد ميرحسين موسوي و مهدي كروبي را از مردوديهاي آزمون انتخابات دانست اما سؤال اصلي كه ذهن و توجه نگارنده را به خود مشغول كرده چيز ديگري است. اين «خواص» كه مردود شدن آنها موجب تأثر و آزردگي خاطر مبارك رهبر عظيم الشأن انقلاب شده است چه كسي يا كساني هستند؟! و مهمتر اينكه چه چيزي باعث مردود شدن اين «خواص» شده است؟! اهميت موضوع زماني مشخصتر ميشود كه به ياد بياوريم معظم له در سالروز عيد مبعث در تاريخ 29/4/88 فرمودند: «نخبگان سر جلسهى امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط
است»!! آيا تأثر آنگونهي رهبر معظم انقلاب، در بين شخصيتهاي سياسي و خواصي كه در قضاياي قبل و بعد از انتخابات نقشآفريني كردند، جز براي آقاي هاشمي متصور است؟!
براي فهم درستي يا نادرستي اين تصور، معياري بهتر از فرمايشات و رهنمودهاي مقام عظماي ولايت موجود نيست.
1ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي لزوم اعلام صريح شخصيتها در حمايت از نظام و موضعگيريهاي هوشيارانه:
مقام معظم رهبري در ديدار نمایندگان مسئولان اجرائي، نظارتي و کمیسیون تبلیغات انتخابات در تاريخ ۱۳۸۸/۰۳/۲۶ فرمودند: « من معتقدم همهى ما وظيفه داريم اين را پاسدارى كنيم. يعنى اين اتحاد ملى را در گفتن و اعلام صريحِ حمايت از نظام اسلامى را دستكم نگيريم؛ اين چيز بسيار مهمى است ... همه بايد در مقابل اين خرابكارىها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستى بگويند ... همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند، روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست.»
همچنين ايشان در خطبههاي نماز جمعه در تاريخ 29/3/88 خطاب به سياسيون و گردانندگان جريانات فرمودند: «همهى ما وظيفه داريم كه در اين مرحلهى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم ... آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عدهاى از اينها حرفشنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند»
ايشان در سالروز مبعث پيامبر اعظم(ص) نيز فرمودند: «خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند. نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحليلى كه به آنها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همهى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ مراقب حرف زدن، مراقب موضعگيرى كردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكردهايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كردهايم ... خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه كار ميكنيم؛ بفهميم چه ميگوئيم؛ چه حركتى ميكنيم.»
2ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي برائت جستن سران و شخصيتها از اقدامات غيرقانوني و خرابكارانه:
مقام معظم رهبري در تاريخ 26/3/88 فرمودند: «همه بايد در مقابل اين خرابكارىها بايستند، اعلام موضع كنند. همه بايستى بگويند ... اين تخريبهائى كه انجام ميگيرد، اين كارهاى زشتى كه انجام ميگيرد، بعضاً جناياتى كه واقع ميشود، مربوط به هيچكدام از اين اطراف قضيه نيست؛ اين مربوط به مردم نيست، مربوط به نامزدها نيست؛ مربوط به خرابكارهاست، مربوط به اخلالگرهاست ... آنها امنيت كشور را و آرامش كشور را هدف گرفتهاند و ميخواهند اين را از بين ببرند. هيچكس نبايد به اين تشنجآفرينى و اغتشاشآفرينى كمك كند و همه بايد در مقابل او صريح موضع بگيرند. صريح موضع بگيرند،
روشن كنند كه اين خواستِ آنها نيست.»
همچنين ايشان در تاريخ 29/4/88 فرمودند: «پيغمبر خود عامل بود؛ و مؤمنون هم دنبال سر پيغمبر، مردم هم به عمل او نگاه میكنند، راه را پيدا میكنند. و نقش بزرگان جامعه، نقش رهبران جامعه، نقش نخبگان جامعه اين است. به حرف نبايد اكتفا كنيم ... هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامهى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر كه ميخواهد باشد. هر هدفى را كه اين ملت بخواهد به آن برسد، در سايهى آرامش و امنيت خواهد رسيد ... به هم زدن امنيت يك ملت بزرگترين گناهى است كه ممكن است كسى مرتكب بشود.»
3ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي اعتماد متقابل بين مردم و نظام:
رهبر فرزانهي انقلاب در تاريخ 12/5/88 ميفرمايند: «يك پيام ديگر اين انتخابات و اين حضور عظيم مردمى، وجود اعتماد متقابل ميان نظام اسلامى و مردم است ... اين، نشانهى اعتماد به نفس نظام است و نشانهى اين است كه نظام اسلامى به مردم خود اعتماد دارد. متقابلاً مردم هم به نظام اعتماد كردند، آمدند آراء خودشان را در صندوقها ريختند. اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت. اين كسانى كه دم از بىاعتمادى مردم ميزنند اگر اين سخن از روى غرض نباشد، از روى غفلت است»
4ـ فرمايشات رهبر معظم انقلاب دربارهي تمكين به قانون و برخورد با خرابكاران:
معظم له در تاريخ 29/3/88 فرمودند: «قانون، فصلالخطاب است؛ قانون را فصلالخطاب بدانيد.» و در تاريخ 12/5/88 نيز صراحتا فرمودند :«آسيبزنندگان بايد شناسائى بشوند، مورد مؤاخذه قرار بگيرند؛ هر كى باشند.»
به نظر ميرسد سكوت آقاي هاشمي در قبال حوادث و اغتشاشات صورت گرفته بعد از اعلام نتايج انتخابات و عدم اعلام حمايت ايشان از نظام و قانون اساسي در فاصلهي زماني يك ماههي پس از برگزاري انتخابات غفلت از وظيفهي شرعي، ملي و قانونيشان بوده است خصوصا اينكه در خطبههاي نماز جمعهي 26 تيرماه نيز كمترين اشارهاي به بيانات رهبري و اعلام حمايت از ايشان نداشتند. آقاي هاشمي حتي نسبت به بيانات رهبري در خطبههاي نماز جمعه در خصوص تأييد سوابق ايشان بيتفاوت بودند و كوچكترين عكسالعمل رسمي و غير رسمي را براي تشكر از اين تأييدات بيسابقه از خود بروز ندادند!
همچنين انتظار مردم اين بود كه آقاي هاشمي خانوادهي خود را از اقدامات غيرقانوني پس از انتخابات برحذر دارند و در صورت ادامهي فعاليتهاي غيرقانونيشان، از آنها حمايت نكرده و برائت جويد كه متأسفانه اين چنين نشد و آقاي هاشمي حفظ فرزندان و خانوادهي خود را بر حفظ نظام و انقلاب ترجيح داد و بيتفاوتي ايشان در خصوص فعاليتهاي فرزندانشان در ماجراسازيهاي قبل و بعد از انتخابات موجب شد تا خانوادهي ايشان با سوء استفاده از موقعيت پدر خود نقشي تأثيرگذار در وقايع پس از انتخابات ايفا نمايند و اطمينانخاطر داشته باشند كه حمايتهاي پدر مانع از برخورد
قانوني دستگاه قضايي با آنها خواهد شد!
به علاوه آقاي هاشمي در خطبههاي نماز جمعه خواستار آزادي بي قيد و شرط آشوبگران شدند و حتي حاضر نشدند كه نام آشوبگر يا اغتشاشگر را براي اين متخلفان بكار ببرند و ادعا كردند: «مساله مهم ما این است که آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد» در حاليكه مقام عظماي ولايت با مدعيان وجود بياعتمادي بين مردم و نظام به شدت برخورد ميكنند و آنان را غرضورز يا غافل ميدانند!
اكنون اين سؤال جدي مطرح است كه آيا آقاي هاشمي در آزمون انتخابات دهم مردود شده است؟! آيا اين تصور كه سوابق آقاي هاشمي و شناخت رهبر معظم انقلاب از وي موجب تأثر رهبري از عملكرد آقاي هاشمي شده است صحيح است؟ براستي چرا آقاي هاشمي در مقابل مردم و نظام، اينگونه از خود هزينه كرده است؟! آيا آقاي هاشمي در سالهاي آتي در زمره «مخالفان عصبانى و زخمخورده» قرار خواهد گرفت يا بايد وي را در شمار «منتقدان» مورد «محاسبه» قرار داد؟
آيا آقاي هاشمي فرصتهاي از دست رفته در انتخابات اخير را جبران خواهد كرد؟! آيا زمان آن نرسيده است كه فردي كه در چند انتخابات با عدم اقبال مردم مواجه شده و فاقد مقبوليت عمومي است آبرومندانه از عرصهي سياسي كشور كنارهگيري كند؟!
والعاقبه للمتقين
محمد مهدي پوينده ـ اصولگرا